ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

1- ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با دو رویداد متحول کننده مواجه شد که تاثیرش بر اقتصاد ملی بسیار جدی و عمیق بود. انقلاب اسلامی مبتنی بر گفتاری بود که از یک سو ضدیت با نهاد سلطنت و وابستگان آن و از سوی دیگر ضدیت با جهان غرب دو عنصر اساسی آن بود زیرا از یک سو نهاد سلطنت اصلی ترین نهاد ایستاده در مقابل نیروهای انقلاب بود و از سوی دیگر آمریکا و جهان غرب اصلی ترین پشتیبان استبداد سلطنتی و در راس آن شاه بودند.

      از این رو ضدیت با دربار و غرب و همه وابستگان به آن به یک مفهوم ارزشی تبدیل شد. از آنجا که <<بخش خصوصی>> ایران در رژیم گذشته از یک سو در پیوند با دربار بود و از سوی دیگر در پیوند با سرمایه داری غربی؛ در ذهن عموم انقلابیون به مفهومی منفی و کاملا ضدارزش تبدیل شد. تلقی انقلابیون از بخش خصوصی؛ مجموعه ای مرکب از مزدوران دربار و غرب (و در راس آن آمریکا) بود.

      به این دلیل؛ فعالان انقلاب پس از پیروزی انقلاب؛ تضعیف بخش خصوصی را بخشی از رسالت خویش در تثبیت انقلاب می دانستند و به هنگام برشمردن <<ضدانقلاب>>؛ صاحبان سرمایه را نیز در فهرست ضدانقلاب می آوردند.

      این رادیکالیسم البته با مقاومت بسیاری از بزرگان انقلاب مواجه شد؛ از جمله در هنگام تدوین قانون اساسی؛ بخش خصوصی در کنار بخش دولتی و عمومی به رسمیت شناخته شد. اگرچه حوزه فعالیتش بسیار محدود تعریف شد اما به هر حال پذیرفته شد. البته نگاه منفی به آن و تلقی مزدورگونه از آن همچنان پابرجا بود.

      از سوی دیگر وقوع جنگ به کاتالیزوری برای سرعت دادن به فرآیند حذف بخش خصوصی و حرکت کامل به سوی اقتصاد متمرکز و دولتی تبدیل شد.

      اقتصاد دولتی در کنار مفهوم <<استقلال اقتصادی>> و عدم ارتباط اقتصادی با جهان غرب؛ از سوی جناح چپ حاکمیت به عنوان یک ارزش انقلابی تبلیغ می شد. این سیاست ها کار را به جایی رساند که در انتهای دهه 60، درآمد سرانه ایرانیان نسبت به سال 56 نصف شد، یعنی هر ایرانی در پایان دهه60 نصف سال 56 ثروت داشت. مجموعه این شرایط بزرگان انقلاب را به بازنگری در سیاست های اعمال شده واداشت و در نهایت به صدور و ابلاغ <<سیاست بازسازی>> از سوی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی منتهی شد؛ فرمانی که سیاست های رادیکال جناح چپ را کنار می گذاشت و مسیری جدید را می گشود؛ مسیری که اجرایی شدن آن با سال اول ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی همزمان شد.

      2- سیاست <<تعدیل اقتصادی>> راه حلی بود برای برون رفت از عدم تعادل هایی که در همه بخش های اقتصادی به واسطه حضور و مداخله گسترده دولت ایجاد شده بود و اقتصاد ایران را به یک عدم تعادل ساختاری مبتلا کرده بود. تعدیل در کنار برنامه بازسازی ویرانه های جنگ و بسترسازی برای افزایش ظرفیت های اقتصادی کشور، دو هدف مهم در اصلاح ساختاری را نیز پیگیری می کرد؛ یکی آزادسازی اقتصادی و دیگری اهتمام برای بازگرداندن اعتماد به بخش خصوصی و ارتقای جایگاه آن در اقتصاد ملی. این سیاست مستلزم یک ضمیمه در حوزه سیاست خارجی هم بود که به سیاست درهای باز موسوم شد. عصاره این رویکرد را مرتضی الویری که در آن زمان ریاست سازمان مناطق آزاد را بر عهده داشت؛ بیان کرد. او در مصاحبه ای گفت: <<ما به دنبال اقتصاد باز هستیم و اقتصاد باز؛ سیاست خارجی باز را طلب می کند.>>

      برنامه تعدیل در اجرا اما در اصلی ترین مرحله اش یعنی در مرحله <<آزادسازی قیمت ها>> با جنجال و مخالفت شدید هر دو جناح چپ و راست و بسیاری از فعالان روشنفکری مواجه شد و به شکست کشانده شد. حرکت به سوی آزادسازی بازار پول و از جمله قیمت ارز که به افزایش قیمت دلار منتهی شد با مقاومت شدید مخالفان مواجه شد. نظام پرداخت یارانه ها نیز از اصلی ترین عوامل عدم تعادل ساختاری محسوب می شد. آزادسازی بهای حامل های انرژی و کالاهای اساسی نیز با جنجال شدید مخالفان اصلا به مرحله اجرا نرسید. توجه به بخش خصوصی هم از سوی مخالفان؛ بازگشت به دوران طاغوت و بی توجهی به مستضعفان تعبیر می شد.

      سیاست خارجی باز نیز مانند توجه به بخش خصوصی؛ بازگشت به دوران قبل از انقلاب معرفی می شد.  مجموعه این مخالفت های جدی سبب شد برنامه تعدیل هرگز جامه عمل نپوشد. مخصوصا <<آزادسازی قیمت ها>> که اصلی ترین رکن تعدیل بود به سرعت متوقف شد. برنامه تعدیل در ایران به مقاله ای بدون متن شباهت یافت؛ مقاله ای که صرفا یک مقدمه داشت و با اتمام مقدمه، مقاله هم به انتها رسید.  3- کمپین انتخاباتی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال84 با رویکرد تبلیغاتی <<ضدهاشمی>> توانست سوار بر موجی شود که به پیروزی اش در انتخابات منجر شد. این پیروزی مرهون گفتاری عدالت خواهانه بود که اگرچه برخاسته از فضای روشنفکری بود، اما به ابزاری برای اهداف ضدروشنفکرانه مبدل شد.

      برنامه تعدیل دقیقا در مرحله آزادسازی قیمت ها به توقف کشانده شد اما طنز ماجرا آنجاست که دولتی که با شعار عدالت خواهی و هاشمی ستیزی به قدرت رسید و در اولین لایحه بودجه ای که به مجلس ارایه داد به بهانه حمایت از محرومان، حاضر به افزایش 20تومانی قیمت بنزین نبود در سال های پایانی دولتش در قامت بزرگ ترین حامی آزادسازی قیمت حامل های انرژی و کالاهای اساسی ظاهر شد. در خوشبینانه ترین حالت می توان این تغییر بزرگ را محصول آشنا شدن با ضرورت های کشور در مقام اجرا دانست.

      در هر صورت اگر بپذیریم آزادسازی (شامل آزادسازی حامل های انرژی؛ آزادسازی بازار ارز و مقررات زدایی)؛ خصوصی سازی و تعامل با جهان؛ سه مولفه هویتی برنامه تعدیل به شمار می رفت؛ ضرورت توجه و بازگشت به این سه مولفه هویتی اینک پس از پایان دولت احمدی نژاد به مراتب بیشتر از دوران پایان جنگ تحمیلی احساس می شود چراکه ادعای بازگشت به دوران اول انقلاب از سوی احمدی نژاد؛ شرایط اقتصادی را کم وبیش به همان وضعیت نامطلوب انتهای جنگ شبیه کرده است؛ شرایطی که در سال های پایانی جنگ، بزرگان انقلاب را به بازنگری در مسیر پیموده شده واداشت و اینک نیز ضرورت این بازنگری دو چندان شده است. اما کسانی که این روزها مدعی اند که در ورای هاشمی و احمدی نژاد در پی یافتن راه سومی برای اقتصاد ایران هستند و در قالب راه سوم، طریقی را دنبال خواهند کرد که نه آن باشد و نه این؛ باید توجه کنند راهی جز بازگشت مجدد به تعدیل که در واقع بازگشت به منطق اقتصاد است، وجود ندارد. آن سوی احمدی نژاد هیچ راه سومی موجود نیست و چقدر به درستی گفته اند که: راه سوم نزدیک ترین راه به جهان سوم است.

 

روزنامه شرق

 

کد خبر: 11812

 

تاریخ خبر: ۱۳۹۲ يکشنبه ۱۲ خرداد

 

ابراز نگرانی مشاور امنیتی دولت امریکا ازفیلتر نام‌مشایی دراینترنت

صراط:  به دنبال آنچه دولت امریکا آن را لغو تحریم اینترنت و وسایل ارتباطی و کامپیوتری علیه ایران خوانده (در روز پنج شنبه 9 خرداد) یک کارشناس ارشد امور اینترنت که درباره فضای مجازی در ایران به سازمان سیا مشاوره می دهد، یکی از اهداف این اقدام را کمک به کسانی همچون اسفندیار مشایی اعلام کرد.

کالین اندرسون، پژوهشگر امنیتی مقیم واشنگتن دی سی که با فعالان و سازمان های غیر دولتی ایرانی کار می کند، روز 11 خرداد به روزنامه انگلیسی گاردین گفت: «سانسور اینترنت در ایران اختلافات داخلی چشمگیری به وجود آورده است و اسفندیار رحیم مشائی نامزد مطلوب احمدی نژاد در انتخابات جزو اهداف این فیلترینگ قرار گرفته است. مشائی و شعار «بهار می آید» احمدی نژاد و شعارهای مرتبط با بهار و نام رحیم مشائی در زمان مبارزات انتخاباتی در پیامک ها مختل شده بود. آنها از ظرفیت های سانسور این کشور برای مقابله با توانایی این افراد برای سازماندهی استفاده می کردند».

جیمز بال و سعید کمالی دهقان که این گزارش را نوشته اند، در ادامه می گویند که پیچیدگی و دقت کنترلی که ایران بر اینترنت اعمال می کند، تعجب امریکایی ها را برنگیخته است.

این دو ادعا کرده اند ایران در آستانه انتخابات نظام پیچیده ای از سانسور اینترنتی و حملات سایبری و فیلترینگ را بر فضای مجازی اعمال می کند.

به نوشته این مقاله، نظام کنترلی جدید ایران بر اینترنت دو ویژگی اصلی دارد:

1- اختلالی در استفاده از سایت های قانونی بوجود نیاورده ودر موارد سرعت اینترنت خوب است.

2- به گونه ای هدف گیری شده است که هیچ مشکلی برای فعالیت های اقتصادی قانونی که با استفاده از اینترنت انجام می شود ایجاد نکند.

منبع: ایران هسته ای

کد خبر: ۱۱۴۷۳۸

تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۶

اعتماد بنفس و خلاقیّت در روابط خارجی، چگونه؟

بین الملل > خاورمیانه - حسام الدین واعظ زاده

22 سال پیش، نقطه عطفی در روابط بین الملل بشمار می رود. جهان شاهد دگرگونی غیرمنتظره ای در سیستم دو قطبی شرق وغرب و نیز پایان جنگ سرد بود. ایران بعد از هشت سال جنگ، در سایه تیز بینی و جهان شناسی ژرف امام خمینی، توانست با بکارگیری خلاقیت در روابط خارجی، با اعتماد بنفس و بالندگی دیپلماتهای جوانش سربلند در عرصه بین المللی و در تعامل با کشورهای آن روز، پای به عرصه پر خطر و خطیر بین المللی بگذارد، و برای بازسازی روابط خود با جهان بعد از جنگ تلاش کند. اما در همان حال، در اطراف خود باز هم شاهد جنگ و خونریزی و تجاوز نیز بود. شاهد فاجعه منطقه ای - بین المللی دیگری، بسرکردگی همان متجاوز دیروز، یعنی صدام و این بار تجاوز به کویت.
به یاد دارم که در سال 1370 (1990 میلادی) بعنوان عضو هیئت دیپلماتیک ایران بمدت سه ماه برای شرکت در اجلاس پاییزه مجمع عمومی به سازمان ملل اعزام شدم. این دوره بسیار مهمی در تاریخ سیاست بین الملل و نیز تحول در تئوریهای روابط بین الملل است، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی با برنامه های سیاسی و اقتصادی اصلاح گرایانه آقای گورباچف در آستانه فروپاشی قرار داشت.
بخوبی بیاد دارم در صحن شورای امنیت، در صبح روز 29 نوامبر چگونه وزرای خارجه پنج عضو دائم از جمله آقای جیمز بیکر رییس وقت شورای امنیت ضمن محکوم کردن اشغال نظامی کویت توسط نیروهای ارتش عراق، قطعنامه 678 را با لحن تندی قرائت کرد. جلسه تاریخی ای بود. در محل شورای امنیت بسیاری از دیپلماتها جایی برای نشستن نداشتند از ساعاتها قبل، ظرفیت سالن تکمیل شده بود، جمعیت بزرگی در بیرون از سالن نیز از طریق تلویزیون نظاره گر اوضاع بودند.
در آن روز، با تصویب قطعنامه 678 ، به عراق یک اولتیماتوم هجده روزه برای عقب نشینی از کویت داده شد. بر اساس این قطعنامه، در صورت اجتناب عراق، طبق منشور سازمان ملل بر همه اعضای این سازمان است که برای حفظ و اعاده ی حاکمیت یک عضو خود یعنی کویت از زور و نیروی نظامی استفاده کنند.
اگر چه صدام بفکر عقب نشینی نبود، اما مذاکره مستقیم با آمریکا را درخواست کرد. قرار شد بین وزرای خارجه دو کشور یعنی طارق عزیز و جیمز بیکر در ژنو ملاقاتی رودررو صورت گیرد تا در مورد چگونگی عقب نشینی مذاکره شود. در جلسه هشتم ژانویه 1991 طارق عزیز که بوسیله صدام کاملا توجیه شده بود، و در حالیکه همگان در انتظار توافقی میان آنها بودند، در برابر بهت و حیرت جهانیان، یکجانبه و بیخردانه هرگونه عقب نشینی نیروهایش را از کویت بشدت رد کرد. جورج بوش پدر که تا آن زمان بواسطه سران کشورهای دوست از جمله مصر وعربستان صبر کرده بود بلافاصله شیپور جنگ را نواخت و دستور عمیات نظامی برای بیرون راندن ارتش عراق از کویت را صادر کرد. منطق دیپلماسی عراق این بود که عقب نشینی را به مسئله فلسطین ربط دهد و رهبری مبارزه با اسراییل را با ایجاد خیزشی در جهان عرب در دست گیرد.
براین اساس، عراق اعلام کرد که بشرطی از کویت خارج می شود که اسراییل از فلسطین اشغالی بیرون برود. طارق عزیز گفته بود که ادامه اشغال فلسطین با درخواست عقب نشینی عراق از کویت "سیاست یک بام و دو هوا" می باشد! وی اصرار داشت که با مسئله عقب نشینی عراق باید مسائل دیگری از جمله فلسطین هم حل و فصل شود. بهانه ای به این بزرگی در واقع با هیچیک از اصول دیپلماسی ومنافع ملی عراق سازگار نبود، بماند که عراق بعد از هشت سال جنگ با ایران و پذیرش شکست مفتضحانه و قبول قطعنامه 598 در موضع بسیار ضعیفی از نظر نظامی، اقتصادی و روحیه عمومی قرارداشت.
البته از سوی وزیر خارجه رژیم دیکتاتوری، چون صدام حسین انتظار خردورزی برای اجرای یک دیپلماسی ماهرانه و هوشیارانه وجود نداشت. سیستم بسته رژیم بعث قطعا از ظهور انسانهای فرهیخته و هوشمند در عرصه روابط خارجی می ترسید.
حال آنکه ، رهبران و دیپلماتهای کارآزموده نقش مهمی در حفظ منافع ملی کشورهای متبوع خود خواهند داشت. نبود یک حکومت کارآمد و مردمی در عراق فرصت خردورزی در سیاست خارجی و استفاده از نخبگان را از این کشور گرفت.
در تاریخ روابط بین الملل نمونه های عبرت آمیز بسیار خواندنی وجود دارد که چگونه یک وزیر خارجه و حتی یک دیپلمات قادر بوده کشورش را از اشغال و نابودی حتمی نجات دهد. تبحر و خلاقیت افرادی چون دلکسه وزیر خارجه فرانسه و بیسمارک صدراعظم امپراطوری آلمان را در تاریخ می خوانیم که چگونه در دفاع از کشورشان با هوشمندی و مهارت وارد کارزار دیپلماسی شدند. بیسمارک کسی بود که یک تنه در صحنه بین المللی قرن 19 مهلت را از حریفان آلمان سلب کرد و 20 سال همه اروپا را با تبحر خارق العاده دیپلماتیک علیه دشمن دیرینه - فرانسه بکاربرد و این کشور را در انزوا قرار داد.
در این مختصر هدف تایید دیپلماسی و سیاست کشورهای آنروز جهان نیست. اما باید توجه داشت که آلمان و فرانسه دو قدرت بزرگ اروپا در قرن نوزدهم - و در قرن حاضر- چه نوع وزرای خارجه و دیپلماتهایی باید داشته باشند که بتوانند سیاستها ومنافع شان را نه فقط در اتحادیه اروپا بلکه در سراسر جهان جاری و ساری کنند. از سوی دیگر حکومتی مانند عراق برهبری صدام، وزیر خارجه اش می بایست در همان حد و اندازه طارق عزیز باشد که کشورش را به سوی نابودی و ذلت کشاند.
دستگاه دیپلماسی هر کشوری نیازمند انسانهای فرهیخته، شجاع، تیزهوش، جهان دیده و جهان شناس، با اعتماد بنفس و متبحر در امر دیپلماسی و مذاکره هستند، آنها برای اعتلای کشور خود وارد عرصه ای می شوند که مهمترین اصلش شهامت مواجهه با بی اخلاقیها و بی عدالتیها و روبرو شدن با قدرتهای هژمون و زورگوست.
اگر ایران اسلامی بخواهد از منافع خود در عرصه بین المللی دفاع کند، باید مقتدرانه با اعتماد بنفس وارد عرصه بین الملل شود، کنار کشیدن هنرنیست و ترس از تعامل هم هنر نیست، علی رغم فضای سلطه محور و هژمونی قدرت، عرصه روابط خارجی مرد میدان می خواهد که وارد تعامل و گفتگو و مذاکره شود. آن کشور هژمون بر اساس طبیعت وماهیت قدرتش، هیچگاه از منش و روش خود تنزل نمی کند. برای نمونه، چرا هیچگاه روابط آمریکا و روسیه دوستانه و استراتژیک نمی شود. زیرا هر یک بدنبال برتری بر دیگری است و چون آمریکا قدرتمند تر است روسیه همیشه از آمریکا ناراضی می باشد. اما این وضع، موجب قطع روابط سیاسی و اقتصادی میان آنها نمی شود. اصولا، اینکه گمان کنیم روابط بین دو کشور حتی دو کشور دوست بدون انتقاد، تنش و برخوردهای سیاسی باشد روابط بین الملل را بدرستی نشناخته ایم.
هر کشوری برای دفاع از منافع مردم خود چه قدرت متوسط باشد چه قدرت بزرگ، در این کارزار باید بتواند از انسانهایی خلاق، دانش آموخته سیاست با توان فکری و قوه ی زبانی و گفتاری بالا بهره گیرد. اگر گفته شود برای هیئتهای مذاکره کننده، و از جمله وزیر خارجه آزمونی هم برای بخدمت گرفتن آنها باید باشد به گزاف نخواهد بود. زیرا، امروزه دیپلماسی یک علم و یک هنراست و برای تدوین و اجرای آن باید از بهترین و باسوادترین عالمان و هنرمندان سیاست استفاده کرد.
برای ارتباط تاثیر گذار بر مردم، از طریق رابطه با دولتها باصرفه تر است. اگرچه با ابزارهای دیپلماسی عمومی مردم کشورها را نیزمی توان در ورای مرزهای ملی مورد خطاب قرار داد، با این حال، برای ارتباط پایدار و تاثیرگذاری بیشتر بر ملتها، بایستی ابتدا به ایجاد روابط اصولی با دولتها همت نمود. این درحالیست که هدف توسعه روابط خارجی باید ابتدا به نفع مردم باشد و نه دولتمردان.
برای موفقیت و گشایش در روابط خارجی کشورمان، این مهم در سایه داشتن اعتماد بنفس و خلاقیّت در دیپلماسی و نیز با شناخت صحیح از منافع ملی و تعاملات قدرت در عرصه بین المللی عملی خواهد شد، بر این اساس، نفع و بهره روابط خارجی در کوتاه ترین زمان مستقیما متوجه آحاد مردم خواهد بود.


* استاد دانشگاه

5252

انتشار:سه شنبه 14 خرداد 1392 - 12:27:57

افشاگری غرضی از واردات قره قروت و دسته بیل

سید محمد غرضی در مسجد رجایی‌شهر کرج بیان کرد: متاسفانه تاکنون رویکرد دولت‌ها به گونه‌ای بوده است که ما نه تنها در زمینه تامین مایحتاج اساسی جامعه به سایر کشورها از جمله چین وابسته شده‌ایم بلکه اقلامی مثل قره‌قروت، دسته بیل و خود بیل و همه اینها را نیز از چین وارد می‌کنیم.
 
وی خطاب به مردم خاطرنشان کرد: با روی کار آمدن دولت من کافیست بایستید تا تولید در داخل کشور سامان پیدا کند، چراکه من برنامه‌ریزی‌های دقیق و مدونی در زمینه رشد و توسعه تولیدات داخلی دارم و از کارشناسان مختلفی در این زمینه نظرخواهی کرده‌ام و به یک نتیجه عملی و قابل اجرا رسیده‌ام.
 
این نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ادامه با اشاره به منابع نفتی کشور گفت: من با صراحت در این مسجد اعلام می‌کنم دولتی که بخواهد برای فروش نفت با آمریکا مذاکره کند طول عمرش در ایران یکی - دو سال بیشتر نخواهد بود./ مرجع: پارسینه

كد خبر: JN-58833

 تاریخ : 14/3/1392   ساعت : 0:51

انحراف اذهان عمومی برای تبرئه

وبلاگ > حاج محمود عطار، پیمان - سخنان‌ اخیر سعید مرتضوی در رسانه ها از دو جهت باید بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد: اولا صرف‌نظر از اینکه در زمان حوادث بعد از انتخابات 88 وی چه سمت دولتی و رسمی داشته و در آن زمان به ادعای خودش (در مدت دستگیری بازداشت شدگان کهریزک) در جلسه دفاع از پایان‌نامه دکترای حقوق جزا و جرم‌شناسی به‌سر می‌برده است و با توجه به اینکه مرتضوی اکنون هم در کسوت عضویت هیأت علمی دانشگاه به‌سر می‌برد مسلماً باید مطالب و اظهارات و گفته‌هایی که دررسانه‌های گروهی و مطبوعات مطرح می‌کند مطابق با اصول و مقررات حقوقی و قانونی حاکم بر کشور و منطق علمای حقوق باشد.

سخنان‌  اخیر سعید مرتضوی  در رسانه ها از دو جهت باید بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد: اولا صرف‌نظر از اینکه در زمان حوادث بعد از انتخابات 88  وی چه سمت دولتی و رسمی داشته و در آن زمان به ادعای خودش (در مدت دستگیری بازداشت شدگان کهریزک) در جلسه دفاع از پایان‌نامه دکترای حقوق جزا و جرم‌شناسی به‌سر می‌برده است و با توجه به اینکه مرتضوی اکنون هم در کسوت عضویت هیأت علمی دانشگاه به‌سر می‌برد مسلماً باید مطالب و اظهارات و گفته‌هایی که دررسانه‌های گروهی و مطبوعات مطرح می‌کند مطابق با اصول و مقررات حقوقی و قانونی حاکم بر کشور و منطق علمای حقوق باشد.


مظافاً اینکه در زمانی که این موضوع مطرح شده مرتضوی سمت دادستان عمومی و انقلاب شهر تهران را  برعهده داشته و دادستان به عنوان یک مقام قضایی مکلف است اظهارات و اقدامات قضایی خود را برابر قانون و مقررات کشور مدون کند که در مصاحبه‌های قبل و بعد از انتخابات 88 مرتضوی افراد موردنظر را تحت عنوان اراذل و اوباش مطرح کرده و انگیزه خود برای راه‌اندازی بازداشتگاه کهریزک نگه‌داری اراذل و اوباش در آن می‌داند. بعد از انتخابات 88 و دستگیری معترضان نام اراذل و اوباش  براین افراد نهاده است در حالی که در قوانین جزایی و کیفری ایران واژه و عنوان مجرمانه ای برای  اراذل و اوباش از سوی دستگاه قانون‌گذاری تدوین نشده و مشخص نیست دادستان وقت تهران، واژه اراذل و اوباش را از کدامیک از مواد قانونی و مقررات جاری کشور برداشت کرده‌است؟زیرا هرچه در مجموعه قانون و مقررات جست‌وجو می‌کنیم برای اراذل و اوباش جرم‌انگاری نشده و تعریف و مجازاتی برای افرادی که تحت عنوان اراذل و اوباش نامیده شده‌اندپیش‌بینی نشده است. وی بعد از مکاتبات، لوایحی را به کمیته حقیقت‌یاب مجلس و سایر رسانه‌های گروهی ارسال می‌کند مبنی براینکه دستگیر شدگان و اعزام شدگان کهریزک اراذل‌واوباش بوده و بعد از اینکه متوجه اشتباه فاحش خود شد در مکاتبات و اظهارات بعدی عناوین دیگری را به‌کار برد. در مصاحبه اخیر خود، این افراد را اغتشاش‌گر محسوب کرده و کار خود را تکلیف قانونی و جهاد مقدس دانسته است در حالی‌که به عنوان دادستان وقت تهران و حقوقدان مکلف است صرفاً و منحصراً افرادی که فعل و یا ترک فعل آن‌ها برابر قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده و برای آن مجازات تعیین شده تحت پیگرد قانونی قرار دهد. در قانون ما برای اغتشاش‌گر هیچ تعریف قانونی وجود ندارد. صرف نظر از اینکه افرادی که در بازداشتگاه کهریزک کشته شده و یا مورد ضرب و شتم مأموران این بازداشت‌گاه قرار گرفته‌اند شکایت کرده‌اند اغتشاش‌گر و یا اراذل و اوباش بدانیم،  پس از مرحله دادسرای زمان تصدی مرتضوی و ارجاع پرونده به قاضی پرونده و دادگاه بدوی و تجدیدنظر هیچ کدام ازاین پرونده‌ها منجر به صدور حکم محکومیت به اتهام امنیتی و سایر جرائم نشده است.

مرتضوی به عنوان حقوقدان و دادستان تهران چرا باید مطالبی را عنوان کند که فاقد پشتوانه قانونی و حقوقی باشد. مگر اینکه بپذیریم صرفاً بخواهد جو مطبوعاتی و رسانه‌ای را به نفع خود منحرف کند و از این طریق در تصمیم‌گیری قضات محترم دادگاه کیفری مۆثر واقع بشود. مسلماً این اظهارات نمی‌تواند نقش و تأثیری در تصمیم‌گیری دادگرانه و عدالت‌گونه قضات محترم دادگاه رسیدگی کننده اتهامات بگذارد

بخش مهمی از این دستگیر شدگان در همان مرحله دادسرا، در دادسرای ویژه امنیت توسط بازپرس و قاضی مربوطه، پرونده‌هایشان منجر به قرار منع تعقیب و برائت متهمان و برخی دیگر هم در مرحله دادگاه منجر به برائت شدند. . اگر به ادعای متهم  ردیف اول پرونده، این افعال را جرم بدانیم و این افراد را اراذل و اوباش و اغتشاش‌گر و سالب امنیت جامعه بدانیم چرا هیچ‌یک از این افراد در دادگاه امنیتی و دادگاه انقلاب محکومیت تعزیری نداشته و مجازات برای آن‌ها صادر نشده است؟ مرتضوی به عنوان حقوقدان و دادستان تهران چرا باید مطالبی را عنوان کند که فاقد پشتوانه قانونی و حقوقی باشد. مگر اینکه بپذیریم صرفاً بخواهد جو مطبوعاتی و رسانه‌ای را به نفع خود منحرف کند و از این طریق در تصمیم‌گیری قضات محترم دادگاه کیفری مۆثر واقع بشود. مسلماً این اظهارات نمی‌تواند نقش و تأثیری در تصمیم‌گیری دادگرانه و عدالت‌گونه قضات محترم دادگاه رسیدگی کننده اتهامات بگذارد.

انتشار:سه شنبه 14 خرداد 1392 - 20:03:41

آیا مستند جلیلی را رقبایش ساختند؟!

سوپراستار فیلم؛ جلیلی یا شمقدری؟

"گروه سیاسی صراط" - فضای کلی حاکم بر فیلم مستند سعید جلیلی که دیشب از شبکه اول سیما پخش شد، ای تردید جدی را به وجود آورد که آیا این فیلم در حمایت از جلیلی ساخته شده است یا برای تخریب او؟
به گزارش گروه سیاسی صراط، بخش عمده فیلم مذکور به حضور جلیلی در مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 و به ویژه دیدار  آخر وی با کاترین اشتون در استانبول اختصاص داشت.
بر این اساس، در سراسر فیلم به سختی می شد تشخیص داد که این فیلم قرار است به معرفی و تبلیغ یک نامزد انتخابات بپردازد.
فضای انتخاباتی، معرفی نامزد مورد نظر، نمایش و بیان نظرات، برنامه ها و ایده های او، ترغیب مخاطب به تمایل به کاندیدا و رای دادن به او و به طور کلی بسیاری از فاکتورهایی که برای یک فیلم انتخاباتی لازم است، در فیلم مستند سعید جلیلی غایب بود.

حمایت یا تخریب؟
در نگاهی خوشبینانه، فیلم جلیلی تاثیری در جذب یا رویگردانی مخاطب از این نامزد نداشته است. اما اگر کمی بیشتر در جزییات فیلم دقیق شویم، شاید بتوان گفت این فیلم برای تخریب جلیلی ابزار بدی هم نیست!
در بخش عمده ای از فیلم مذکور تنها نقد و اعتراضات صورت گرفته علیه سیاست های هسته ای ایران در دوران اصلاحات و در هنگام مسئولیت حسن روحانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را شاهد هستیم که نه تنها در آن، اطلاعاتی از اقدامات خود جلیلی در این سمت، به دست نمی دهدبلکه این سوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا احتمال ندارد اختصاص بخش عمده ای از فیلم به نقد یکی از نامزدهای رقیب، بازخورد و نتیجه معکوسی در بین مخاطبان به همراه داشته باشد؟
نتیجه این اقدام جز آنکه احتمالا در روزهای آتی با پاسخی از سوی کاندیدای رقیب همراه شود و فضای تبلیغات برای جلیلی را از آن سادگی و بی ریایی و بی پیرایگی مورد انتظار او و حامیانش دور کند، چیست؟
جالب تر و عجیب تر اینکه در نقد همین سیاست ها نیز خود جلیلی غایب است و بیشتر به بیانات رهبر معظم انقلاب و نیز گفتگو با علی باقری (معاون جلیلی)‌ اکتفا شده است.

از زبان دشمن
بخش دیگری از فیلم به مصاحبه کوتاه با خبرنگار یک رسانه آمریکایی اختصاص یافته است. احتمالا منظور سازندگان از این قسمت، تایید جلیلی از زبان حتی دشمنان کشور بوده است که البته موفقیتی در آن به دست نیامد؛ چراکه اولا شخص انتخاب شده دارای وزن و تاثیرگذاری خاصی نبود و در ثانی جمله یا تعبیر ویژه ای درباره جلیلی به کار نبرد.

درد معلوم است؛ درمان کجاست؟
گفتگو با روستاییان و ساکنان شهرستان های دوردست تر بخش دیگری از فیلم را تشکیل می داد. نکته ای که در روزهای سپری شده از تبلیغات بارها بدان اشاره شده، بیان مشکلات جامعه بدون ارائه راه حل برای آنهاست.
البته این مشکل به اکثر کاندیداها مربوط است اما در فیلم مستند سعید جلیلی نمود بارزتری داشت.
سوال اینجاست که بیان درهای مردم یا بخشی از مردم ولو از زبان خود آنها، بدون ارائه راه حل و درمانی برای این دردها، چه مشکلی را حل می کند و چه تاثیری در جذب رای دهندگان و عموم جامعه و مخطبان به یک کاندیدا دارد؟

سوپراستار فیلم؛ جلیلی یا شمقدری؟
اوایل خرداد بود که اعلام شد ساخت فیلم تبلیغاتی جلیلی به عهده «جوانان» گذاشته شده است. در این بین قرعه به نام حسین شمقدری برای ساخت این فیلم افتاد. حسین شمقدری فرزند جواد شمقدری رییس سازمان سینمایی کشور است. تهیه کنندگی مستندهای سعید جلیلی هم بر عهده محمدحسین مددی است که در مستند «میراث آلبرتا» نیز با شمقدری همکاری کرده است.
نکته عجیبی که با تماشای فیلم، احتمالا بسیاری از مخاطبان را آزار می دهد، استفاده افراطی از تصویر خود شمقدری بود که قرار بود خود در نقش سازنده، مجری این مستند هم باشد.
این افراط تا بدان جا بود که بدون تردید باید نقش اول فیلم را متعلق به او دانست و نه خود جلیلی! استفاده از صدا و تصویر شمقدری در نماها و زوایای مختلف و در حد افراطی، بدون شک به نکته منفی دیگری در فیلم تبدیل شده بود که حتی ممکن است قضاوت نهایی مخاطب درباره کاندیدا را تحت تاثیر قرار دهد!
خلاصه آنکه احتمالا تنها دست آورد فیلم جلیلی، معرفی و تبلیغ افرادی غیر از خود کاندیدا در صداوسیما بود که باعث از دست رفتن یکی از مهم ترین فرصت های تبلیغاتی برای او و شاید تردید برخی از رای دهندگان برای رای دادن به او شد.
به نظر می رسد همراهان و مشاوران این کاندیدای برجسته انتخابات ریاست جمهوری در ادامه راه با جدیت بیشتری باید به برنامه ریزی و شناساندن دکتر سعید جلیلی برای مردم را در دستور کار قرار دهند .

 

 

کد خبر: ۱۱۴۷۰۳

تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۷

 

باید برای مظلومیت "فرهنگ" گریست

صراط: این روز ها که بحث انتخابات حسابی گرم شده است و نامزدهای ریاست جمهوری هم شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی و بعضا فضای مجازی(سایبری) و مطبوعات را وسیله ای برای تبلیغات خود و اعلام برنامه هایشان قرار داده اند؛ انگار یادشان رفته است که همین وسیله‌های ارتباط جمعی زیر مجموعه حوزه ایست تحت عنوان "فرهنگ".

اما اینطور که بر می آید در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری هم بیشترین تمرکز کاندیدا به مسائل اقتصادی معطوف شده است-که البته درست است- اما نباید از باقی عرصه ها غافل شد که متاسفانه آقایان غافل شدند و مظلومیت این حوزه کماکان ادامه دارد.  

یکی از افزایش یارانه ها تا80 هزار تومان می گوید با کلی طول و تفصیل حرف می زند و دیگری از کاهش اثر تحریم ها؛ یکی اشتغال جوانان و بیمه زنان خانه دار را مطرح می‌کند و دیگری تمام فکر و ذکرش شده "تورم" و از چگونگی مهارش می گوید.... و نهایتا هم برای ادای حق فرهنگ به چند جمله اکتفا می‌کنند که «ما دارای فرهنگ غنی و پر باری هستم و باید از آن استفاده لازم را بکنیم.» و یا از برگرداندن اخلاق به سیاست و بازگشت به هویت اصلی اسلامی – ایرانی که بر اثر تهاجم فرهنگی زخمی سطحی خورده است سخن میگویند و سرمایه اصلی را منابع انسانی میداند نه منابع نفتی و گازها؛ و در نهایت توجه به حوزهای تعلیم و تربیت در مجموعه کشور – و آموزش و پرورش و آموزش عالی را در لیست کاری آینده اش قرار می دهد.

با بررسی رفتار کاندیداها در حوزه های مختلف، این سوال پیش می آید که آیا اهمیت ریز شدن و تمرکز کردن در حوزه فرهنگ کمتر از مسائل دیگر از جمله اقتصاد است؟

شاید اصلا عواملی چون تهاجم فرهنگی، جنگ نرم، به فراموشی سپرده شدن اصل اساسی امر به معروف و نهی از منکر و کمرنگ شدن عفت و حیای عمومی را یک امر عادی می پندارند که در موردش حرفی نمی زنند یا اینکه عوارضی چون تغییر سبک زندگی اسلامی- ایرانی به سبک غربی، افزایش استفاده از مواد مخدر و تولید صنعتی آن در کشور، عادی شدن بد حجابی و بی عفتی، تبدیل شدن بسیاری از مطبوعات به زردنامه‌های مبتذل، رشد چشمگیر استفاده از شبکه های ماهواره ای و کمرنگ شدن شاخصه های اسلامی –ایرانی در سینما را تنها اوهامی می دانند که اصلا هم گریبان جامعه ما را نگرفته و کسانی که از آن سخن می گویند خیالبافند!

نمی دانم شاید آنها اینطور فکر بکنند اما ما مثل رهبران مان فکر می کنیم که انقلاب مان را انقلابی فرهنگی می دانیم و معتقدیم که در جنگی نرم قرار گرفته ایم که دشمن هر لحظه در حال فرو کردن نیزه های فرهنگی خود در دل جامعه ماست؛ اصلا مگر همین سال گذشته نبود که رهبر انقلاب در مورد سبک زندگی صحبت کردند و فرمودند:« بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ يعنى توجه به آسيبهائى كه در اين زمينه وجود دارد و جستجو از علل اين آسيبها. البته ما اينجا نميخواهيم مسئله را تمام‌شده فرض كنيم؛ فهرستى مطرح ميكنيم: چرا فرهنگ كار جمعى در جامعه‌ى ما ضعيف است؟ اين يك آسيب است. با اينكه كار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت كرده‌اند، اما اسلام خيلى قبل از اينها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»،(1) يا: «و اعتصموا بحبل اللّه جميعا».(2) يعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم بايد دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا».(3) چرا در برخى از بخشهاى كشورمان طلاق زياد است؟ چرا در برخى از بخشهاى كشورمان روى آوردن جوانها به مواد مخدر زياد است؟ چرا در روابط همسايگى‌مان رعايتهاى لازم را نميكنيم؟ چرا صله‌ى رحم در بين ما ضعيف است؟ چرا در زمينه‌ى فرهنگ رانندگى در خيابان، ما مردمان منضبطى به طور كامل نيستيم؟ اين آسيب است. رفت‌وآمد در خيابان، يكى از مسائل ماست؛ مسئله‌ى كوچكى هم نيست، مسئله‌ى اساسى است. آپارتمان‌نشينى چقدر براى ما ضرورى است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتى دارد كه بايد آنها را رعايت كرد؟ چقدر آن الزامات را رعايت ميكنيم؟ الگوى تفريح سالم چيست؟ نوع معمارى در جامعه‌ى ما چگونه است؟ ببينيد چقدر اين مسائل متنوع و فراگيرِ همه‌ى بخشهاى زندگى، داخل در اين مقوله‌ى سبك زندگى است؛ در اين بخش اصلى و حقيقى و واقعى تمدن، كه رفتارهاى ماست. چقدر نوع معمارى كنونى ما متناسب با نيازهاى ماست؟ چقدر عقلانى و منطقى است؟ طراحى لباسمان چطور؟ مسئله‌ى آرايش در بين مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفيد است؟ آيا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهاى روزانه، به همديگر به طور كامل راست ميگوئيم؟ در بين ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر يكديگر حرف ميزنيم؟ بعضى‌ها با داشتن توان كار، از كار ميگريزند؛ علت كارگريزى چيست؟ در محيط اجتماعى، برخى‌ها پرخاشگرى‌هاى بى‌مورد ميكنند؛ علت پرخاشگرى و بى‌صبرى و نابردبارى در ميان بعضى از ماها چيست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات ميكنيم؟ در رسانه‌ها چقدر مراعات ميشود؟ در اينترنت چقدر مراعات ميشود؟ چقدر به قانون احترام ميكنيم؟ علت قانون‌گريزى - كه يك بيمارى خطرناكى است - در برخى از مردم چيست؟ وجدان كارى در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعى در جامعه چقدر وجود دارد؟ محكمكارى در توليد چقدر وجود دارد؟ توليد كيفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ايده‌هاى خوب، در حد رؤيا و حرف باقى ميماند؟ كه ديديد اشاره كردند. چرا به ما ميگويند كه ساعات مفيد كار در دستگاه‌هاى ادارى ما كم است؟ هشت ساعت كار بايد به قدر هشت ساعت فايده داشته باشد؛ چرا به قدر يك ساعت يا نيم ساعت يا دو ساعت؟ مشكل كجاست؟ چرا در بين بسيارى از مردم ما مصرفگرائى رواج دارد؟ آيا مصرف‌گرائى افتخار است؟ مصرف‌گرائى يعنى اينكه ما هرچه گير مى‌آوريم، صرف امورى كنيم كه جزو ضروريات زندگى ما نيست. چه كنيم كه ريشه‌ى ربا در جامعه قطع شود؟ چه كنيم كه حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعايت شود؟ چه كنيم كه طلاق و فروپاشى خانواده، آنچنان كه در غرب رائج است، در بين ما رواج پيدا نكند؟ چه كنيم كه زن در جامعه‌ى ما، هم كرامتش حفظ شود و عزت خانوادگى‌اش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعى‌اش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگى‌اش محفوظ بماند؟ چه كنيم كه زن مجبور نباشد بين اين چند تا، يكى‌اش را انتخاب كند؟ اينها جزو مسائل اساسى ماست. حد زاد و ولد در جامعه‌ى ما چيست؟ من اشاره كردم؛ يك تصميمِ زمان‌دار و نياز به زمان و مقطعى را انتخاب كرديم، گرفتيم، بعد زمانش يادمان رفت! مثلاً فرض كنيد به شما بگويند آقا اين شير آب را يك ساعت باز كنيد. بعد شما شير را باز كنى و بروى! ماها رفتيم، غافل شديم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش ميدهند كه آقا جامعه‌ى ما در آينده‌ى نه چندان دورى، جامعه‌ى پير خواهد شد؛ اين چهره‌ى جوانى كه امروز جامعه‌ى ايرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانه‌هاى مجردى وجود دارد؟ اين بيمارى غربى چگونه در جامعه‌ى ما نفوذ كرده است؟ تجملگرائى چيست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه كار كنيم كه از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اينها بخشهاى گوناگونى از مسائل سبك زندگى است، و ده‌ها مسئله از اين قبيل وجود دارد؛ كه بعضى از اينهائى كه من گفتم، مهمتر است. اين يك فهرستى است از آن چيزهائى كه متن تمدن را تشكيل ميدهد. قضاوت درباره‌ى يك تمدن، مبتنى بر اينهاست.»

رهبر انقلاب در خراسان شمالی این بیست و یک سوال را فقط برای سبک زندگی اسلامی و آفت های امروز جامعه بیان داشتند و معتقدند که « نميشود يك تمدن را به صرف اينكه ماشين دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت كرد و تحسين كرد؛ در حالى كه در داخل آن، اين مشكلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اينهاست؛ آنها ابزارى است براى اينكه اين بخش تأمين شود، تا مردم احساس آسايش كنند، با اميد زندگى كنند، با امنيت زندگى كنند، پيش بروند، حركت كنند، تعالى انسانىِ مطلوب پيدا كنند.

يك مقوله‌اى در اينجا مطرح ميشود و سر بر مى‌آورد، به عنوان مقوله‌ى فرهنگ زندگى. بايد ما به دنبال اين باشيم كه فرهنگ زندگى را تبيين كنيم، تدوين كنيم و به شكل مطلوب اسلام تحقق ببخشيم. البته اسلام بُنمايه‌هاى يك چنين فرهنگى را براى ما معين كرده است. بُنمايه‌هاى اين فرهنگ عبارت است از خردورزى، اخلاق، حقوق؛ اينها را اسلام در اختيار ما قرار داده است. اگر ما به اين مقولات به طور جدى نپردازيم، پيشرفت اسلامى تحقق پيدا نخواهد كرد و تمدن نوين اسلامى شكل نخواهد گرفت. هرچه ما در صنعت پيش برويم، هرچه اختراعات و اكتشافات زياد شود، اگر اين بخش را ما درست نكنيم، پيشرفت اسلامى به معناى حقيقى كلمه نكرده‌ايم. بايد دنبال اين بخش، زياد كار كنيم؛ زياد تلاش كنيم.»

کاندیداها تا اینجا نه جوابی برای سوالات ما دارند و نه جوابی به سوالات رهبری دادند؛ اما در کنار همه آنچه گفته شد چند نکته مغفول مانده در مورد چند حوزه مهم فرهنگی وجود دارد که کاندیداها باید برای آنها نیز برنامه داشته باشند که به تفصیل بدان پرداخته ام:

ابتدا سری میزنیم به مطبوعات؛ مطبوعاتی که 185 سال است در ایران حضور فعال دارد ولی هنوز هم که هنوز است وضعیتش نا به ‌سامان است و نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نتوانسته است رابطه خود با مطبوعات را آنگونه که باید تنظیم کند؛ و علیرغم آزادی هایی که برای آن در نظر گرفته شده توفیقی حاصل نشده است. از طرفی فعالیت های مطبوعات دستخوش سلایق شخصی مدیران است و انگار نه انگار که قانونی برای این پیرمرد 185 ساله وجود دارد؛ همین عوامل و موضوعات دیگر است که امنیت شغلی در مطبوعات را بسیار کاهش داده و آموزش های حرفه ای و به روز شدن با تحولات جدید را دچار مشکل کرده است.

برای گام دوم به عرصه سینما و تلویزیون میرویم که وضعش مثل روز روشن است؛ دورشدن و گاهی هم جداشدن از یک سینمای اسلامی، جذب به مخاطب به هر روش و شیوه، تولید فیلمهای عامه پسند، ضعف تکنیکی ... مشکلاتی است که سینما و تلویزیون ایران با آن دست و پنجه نرم می کند که کاندیدای محترم باید برای آن برنامه داشته باشد.

در گام سوم به بازار نشر کتاب میرویم؛ بازاری که وضعیتی متلاطم دارد. از کتابهایی که بدون هیچ محدودیتی مجوز می گیرند بدون اینکه توجه به محتوای آنها بشود، تا کتابهایی که ماه ها پشت درب معاونت های مختلف ارشاد صف می کشند تا مجوز بگیرند. از کتابهای بی ارزشی که به سرعت تجدید چاپ میشوند تا کتابهای با ارزشی که چاپ اولشان با تیراژ زیر هزار نسخه انجام میشود. از اینها که بگذریم این تلاطم در بخش اقتصادی بازارِ نشر هم دیده میشود و هر روز قیمتها بالا و پایین میرود؛ البته درستش را بگوییم بالا می رود که پایین نمی آید!

بررسی همین سه حوزه دورنمایی از شرایط فرهنگی کشور را به ما می‌دهد و دیگر نیازی نیست حوزه های دیگری مثل موسیقی، نقاشی و فضای سایبر را بررسی کنیم. ولی بعد از تمام این حرف ها چند سوال اساسی از تمام کاندیداهای محترم:

مگر نباید یک مدیر انقلابی نگاه همه جانبه به مسائل گوناگون و در تمامی حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و... داشته باشد. حال بنظرتان وقت آن نیست که بعد از گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، سایه مظلومیت را از سر این حوزه بردارید و توجه بیشتری به آن داشته باشید؟

با توجه به ضعف های موجود در حوزه فرهنگ بهتر نیست کاندیدای محترم ریز برنامه هایشان را برای پیش برد این جبهه عظیم و مهم اعلام نمایند؟ و تحلیل خود را از فرهنگ بگویند؟ راهکارهای خود را برای غلبه بر ضعف ها ارتقا نقاط مثبت آن بیان کنند؟ و مواضع خود را در برابر جنگ نرم و شبیخون فرهنگی اعلام نمایند؟ نقد ها و سیاست های نظارتی خود بر تولیدات صدا وتصویر، مطبوعات و... بیان کنند؟و....

مگر نه آنکه دغدغه فرهنگ یکی از دغدغه های اصلی امام(ره) بوده و اصلا انقلاب اسلامی را یک انقلاب فرهنگی می دانند و اصلاح فرهنگی را محوری ترین ماموریت انقلاب می دانستند.

مگر نه انکه رهبری فرموده اند: که واقعا مساله فرهنگ را دست کم نگیرید ؛خیلی از مشکلات جامعه ما با فرهنگ سازی حل میشود.

به امید روزی که کاندیدای منتخب مردم، با نگاه عمیق به اقتصاد، حوزه فرهنگ را به فراموشی نسپارد...

منبع: خبرنامه دانشجویان

کد خبر: ۱۱۴۸۳۷

تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۶

بررسی عملکرد قالی باف در صدای آمریکا

صراط: برنامه "افق" صدای آمریکا که چند برنامه خود را به تحریم انتخابات اختصاص داده بود گویا از تحریم انتخابات نتیجه ای نگرفته است؛ بنابراین به سراغ تحلیل و بررسی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری رفته است و اولین برنامه اش را به دکتر محمد باقر قالیباف اختصاص داد.

 

"صدای آمریکا" به بهانه بررسی سوابق آقای قالیباف با سیاه نمای علیه نظام جمهوری اسلامی، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی حمله کرد و سابقه خوش آقای قالیباف در جبهه های دفاع مقدس و سپاه را به عنوان ضعف وی نشان دادند.

 

در پوشش این برنامه صدای آمریکا بدون آن که قصد حمایت از کاندیدای خاصی داشته باشیم، بخشی از سخنان کارشناسان صدای آمریکا را به اطلاع می رسانیم  و در صورت لزوم بخشی از بی انصافی های این شبکه در مورد کاندیداها را نقد می کنیم.

 

 

"مراد ویسی" تحلیلگر رادیو فردا در ابتدای این برنامه، برخی از نقاط قوت دکتر قالیباف را بر شمرد: «آقای قالیباف اهل تشکیلات است؛ از سال 84 تا به حال تنها نامزدی است که هشت سال است برای انتخابات ریاست جمهوری در همه استان ها و شهرستان ها تشکیلات دارد. انتخابات ریاست جمهوری برخلاف انتخابات مجلس، شخص محور است و آقای قالیباف چهره جداب تری دارد، خوش تیپ تر است، سخن ور است، گفتمان مدرنی دارد و مجموع ویژگی های فردیش کمک کرده تا در مجموع نظر سنجی ها جلوتر باشد. وی همچنین رسانه های خوبی دارد.»

 

 

تحلیلگر رادیو فردا به نقاط ضعف قالیباف هم در صدای آمریکا اشاره کرد و گفت: «نقاط ضعفش این است که بسیج و نیروهای پائینی سپاه با او نیستند. دیگر آن که سیّاس است که ضمن آن که می تواند نقطه قوت به حساب آید، نقطه ضعف هم به حساب می آید؛ مثل همین فیلم متناقضی که از او پخش شده است. ضعف دیگرش این است که زیادی بر دوره مدیریتی خودش در نیروی انتظامی و شهرداری مانور می دهد. ضعف دیگر قالیباف این است که مرد با عُرضه ای است[!]»

 

 

سپس دو سخنرانی آقای قالیباف که در هفته های گذشته سر و صدا به راه انداخته بود پخش شد. این سخنرانی ها را ابتدا سایت ضد انقلاب کلمه با حذف بخشی از آن، به گونه ای پخش کرد که در کلام قالیباف تناقض به وجود آمده بود و بی بی سی فارسی و صدای آمریکا روی آن مانور دادند و قالیباف را متهم به دروغگویی کردند. صدای آمریکا پس از چند هفته تبلیغات منفی علیه قالیباف، در این برنامه تمام سخنان آقای قالیباف را پخش کرد و بدون اشاره به عملکرد و تقصیر خود به جستجوی مقصرین پرداخت؛ البته در همین برنامه یکی از کارشناسان بار دیگر قالیباف را متهم به دروغگویی کرد.

 

 

مجری صدای آمریکا بی توجه به پخش گزینشی نوارهای سخنانی قالیباف و تخریب وی در صدای آمریکا و بی بی سی فارسی از کارشناسانش پرسید: «چه کسی از تخریب ایشان و پخش ناقص نوارها سود مس برده است؟»

 

مهدوی آزاد هم ضمن متهم کردن دکتر قالیباف به دروغگویی، جواب عجیبی داد:«ممکن است کسی از حضار با موبایل خود ضبط کرده باشد و در اینترنت پخش کرده باشد[!]»

 

 

 

 

"مهدی مهدوی آزاد" دیگر کارشناس برنامه بود که در بخشی از سخنانش با تمسخر فعالیت های آقای قالیباف گفت: «آقای ویسی گفتند که آقای قالیباف، عُرضه و توانایی اجرایی دارد؛ من می پذیرم. آقای قالیباف همان طور که مجمع شهرداران هم به او امتیازهایی داد، در زمینه مترو، BRT ، در زمینه کاشت چمن و علف و گل و بلبل خیلی خوب عمل کردند، زباله ها را خوب جمع کردند؛ اما این نشانگر توانایی اجرایی یک نفر نیست[!] توانایی اجرایی یعنی توسعه پایدار. وی در نیروی انتظامی چه کرد؟ جز این که با خرید مرسدس بنز از آلمان خودمان، نیروی انتظامی را شیک کرد، سلاح ها را عوض کرد و...؛ اما ساختار آن را قبیح تر کرد.»

 

 

مهدوی آزاد که تلاش کرد ضمن منصف نشان دادن خود، با استفاده از برخی واژه ها به قالیباف حمله کند. وی ادامه داد: «آقای قالیباف می تواند با بخش های مختلف سیاسی و دانشگاهی تعامل کند؛ اما وی متخصص ماستمالی کردن است.»

 

 

"رضا حقیقت نژاد" در دفاع از عملکرد آقای قالیباف گفت: «اگر بخواهیم به این گونه سخنان استناد کنیم در خود اصلاح طلبان هم می توان نقاط تاریکی پیدا کرد و آن ها را به محاکمه کشید. باید سطح بحث را کمی بالاتر آوریم و به رویه یک فرد نگاه کنیم و بعد درباره اش قضاوت کنیم. اگر به کارنامه مدیرتی ایشان نگاه کنیم صرفا کاشت چمن نبوده است بلکه از لحاظ فرهنگی هم کارهای بزرگی انجام داده است؛ گسترش پارک، سینما، فضاهای فرهنگی و ... به قشر متوسط خیلی کمک کرده است.»

 

 

 

"قاضی نوری" کارشناس دیگر صدای آمریکا بود که درباره عملکرد آقای قالیباف گفت: «از لحاظ سیاسی عملکردش منفی است. جایی نمی بینیم که از دموکراسی بگوید. در حوزه مدیریت شهری عملکرد ایشان مثبت است البته نقاط منفی هم دارد...یک نوع شعار زدگی در برنامه های ایشان وجود دارد؛ مثلا همه جا نوشته اند "تهران؛ شهر اخلاق" در حالی که از لحاظ اخلاقی مشکلات زیادی وجود دارد.»

 

 

در ادامه برنامه بخشی از مناظره دکتر قالیباف و دکتر عارف به صورت ناقص پخش شد و در پایان مراد ویسی درباره میزان رأی آقای قالیباف گفت: «با توجه به معادلات کنونی به نظر می رسد آقای قالیباف یکی از دو نفری است که به دور دوم راه پیدا می کند. در اکثر نظرسنجی ها اول است؛ ولی نمی توان حکم کلی داد.»

 

 

گفتنی است در حالی شبکه های ماهواره ای سابقه نظامی برخی مسؤولان کشورمان را منفی معرفی می کند که در کشورهای خودشان نقطه قوت به حساب می آید؛ مثلا جورج بوش را به دلیل نظامی بودن نه تنها تخریب نکردند بلکه به دلیل شرکت در جنگ ویتنام تجلیل هم کردند. بسیاری از رئیس جمهورهای کشورهای غربی سابقه نظامی داشته اند و به این سابقه می بالند.

 

حال چرا باید شخصیت هایی مانند دکتر قالیباف یا دکتر محسن رضایی یا دکتر جلیلی و سایر شخصیت ها که در راه دینشان و وطنشان جنگیده اند، به جای تجلیل از سوی این شبکه ها تخریب شوند؟ چرا نظامیان در کشورهای دیگر به ریاست جمهوری و نمایندگی کنگره می رسند؛ اما وقتی نظامیان کشور ما پس از استعفا یا بازنشستگی سراغ  خدمت در عرصه سیاست می روند از سوی این شبکه ها مورد اهانت قرار می گیرند؟

منبع: جام نیوز

کد خبر: ۱۱۴۸۱۸

تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۸

پاسخ سعید جلیلی به ادعای احمدی‌نژاد

صراط: سعید جلیلی گفت: صحبت های داوود احمدی‌نژاد در خصوص من صحیح نیست، من خودم آمده‌ام و سرباز کوچک ولایت هستم.

 
وی در ادامه درباره وابستگی خود به دولت تصریح کرد: وابستگی‌ام را به دولت رد می‌کنم.

 
چند روز پیش داوود احمدی‌نژاد گفته بود "جلیلی همان راه برادرم را می‌رود همه مراقب باشند".

منبع: نسیم آنلاین

کد خبر: ۱۱۴۴۶۸

تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۲

پاسخ سعید جلیلی به این سوال:«چه تضمینی وجود دارد مثل احمدی‌نژاد نشوید»؟!

جلیلی اعتقاد دارد که حب قدرت احمدی نژاد را منحرف کرده است


به گزارش نامه، سعید جلیلی در سفر به گیلان در پاسخ به این سوال که 'چه تضمینی وجود دارد مثل احمدی‌نژاد نشوید'، گفت: در دوره قبل گفتمان ما گفتمان انقلاب بود و احمدی‌نژاد هم بر همین گفتمان تاکید داشت ولی در ادامه، حب قدرت وی را منحرف کرد.

 به گزارش تسنیم، وی گفت: بنده پایبند به ایستادگی بر گفتمان انقلاب و تابع محض رهبری هستم.

کد خبر: 45537

زمان مخابره: 1392/3/14

ساعت: 11:55

سرویس: نامه > سیاست